درباره من تماس با من   عکس شعر  روزنامه نگاری وبلاگ صفحه اصلي

 

سايت خانواده سيگارچي

بیوگرافی

آرش سیگارچی ، روزنامه نگار و بلاگ نویس ایرانی در سال 1978 در شهر رشت ، مرکز استان گیلان در شمال ایران که 300 کیلومتر با تهران (پایتخت) فاصله دارد  در يك خانواده فرهنگي بدنيا آمد و پدرش احمد سيگارچي از جمله هنرمندان سرشناس موسيقي است.

آرش روزنامه نگاري را ابتدا با خبرنگاري ورزشي در 16 سالگي در نشرياتي چون هفته نامه ورزشي "گام" آغاز كرد و اندكي بعد به عنوان خبرنگار در نشريه آفتابگردان تهران كار كرد. سيگارچي در حالي كه هنوز به بيست سالگي نرسيده بود توانست در صفحه هنري روزنامه برخي روزنامه ها از جمله روزنامه تازه تاسيس همشهري آن زمان به نگارش نقد  سينمايي بپردازد. همزمان با روی کار آمدن سيد محمد خاتمی و حضور اصلاح طلبان در مطبوعات ، سیگارچی در روزنامه های اصلاح طلب و حرفه اي تهران در گرايش هاي سیاسی و اجتماعی همكاري مي كرد به طوريكه اين حضور تجربیات زیادی برای او به همراه داشت.

 در بهار 1379 يا آوريل 2001 به دستور رهبر جمهوری اسلامی ایران ، یک شبه چهل روزنامه در ایران تعطیل شدند. سیگارچی نیز مانند بسياري از روزنامه نگاران دیگر بیکار شد. وی در زادگاهش شهر رشت به همراه دوستان خود و مدير مسوول يك روزنامه محلي ، روزنامه گيلان امروز را در 27 مهر 1379 تاسيس كرد. او در ابتدا به عنوان خبرنگار سياسي در اين روزنامه كار كرد اما پس از آن مديريت روزنامه او را به عنوان مسوول شوراي نويسندگان روزنامه برگزيد. سيگارچي كه دوره روزنامه نگاري را در مركز مطالعات رسانه ها گذرانده بود از اين پس فعاليت هاي خود را در حوزه روزنامه نگاري گسترده تر كرد.  

سيگارچي وقتي ضعف علمي خبرنگاران محلي را مشاهده كرد ، اقدام به برگزاري كلاس هاي آموزش روزنامه نگاري  نمود. او در اين ايام چهار دوره آموزش روزنامه نگاري برگزار كرد. در اين دوره ها كه هر كدام پنج ماه طول مي كشيد در سه ماه به طور فشرده مفاهيم خبرنگاري ، گزارش نويسي ، مصاحبه و ارتباطات را به علاقمندان آموزش مي داد و اين كارآموزان پس از سه ماه كلاس تئوريك ،‌ دو ماه كار عملي را تجربه مي كردند. اين روش باعث شد تا سيگارچي علاوه بر معرفي چهره هاي جديدي به خانواده مطبوعات كه اينك خود روزنامه نگاران قابل توجهي شده اند ، ‌روزنامه خود را نيز تقويت كند.

او براي برگزاري اين كارگاه هاي روزنامه نگاري ،‌از تجربیات كار در روزنامه هاي ملي  استفاده کرد و در عرض پنج سال فعالیت سردبیری اش ،‌گيلان امروز را به پر تیراژ ترین روزنامه محلی کشور رساند ؛ بطوريكه سه سال متوالی روزنامه او روزنامه برتر بين ساير روزنامه هاي محلي كشور بود. چرا كه اين روزنامه هر روز در 12 صفحه با تيرا‍ژ بالايي عرضه مي شد . اين تنها موفقيت گيلان امروز و شخص سيگارچي نبود. از ميان نويسندگان اين روزنامه افرادي چون  بابك مهديزاده ،‌فرشاد قربانپور ، مجتبي پور محسن و حتي خود سيگارچي  به عنوان نفرات برگزيده در جشنواره هاي مطبوعات ايران در دوره هاي نهم ، دهم ، يازدهم انتخاب شدند.

آرش سيگارچي فعاليت خود را به روزنامه نگاري محدود نكرد. وي پیش از آنکه فشار سانسور بر مطبوعات ایرانی آغاز شود از سال 2001 یک بلاگ راه انداخت. از اواخر سال 1380 نیز وبلاگ نویسی را  نیز در وبلاگ «آرش گیله مرد» و بعد «جهنم سبز» ادامه داد. با افزایش تجربیات ، سایت اختصاصی سیگارچی را افتتاح نمود که علاوه بر مطالب خود به مطالب سایر اعضای خانواده سیگارچی اختصاص دارد.

برای دیدن عکسهای شخصی آرش سیگارچی اینجا را کلیک کنید

  وقت او با فشار سانسور مواجه شد ، مطالبی را که نمی توانست در روزنامه بنویسد در بلاگش می نوشت. به این ترتیب او یکی از وبلاگ نویسان سرشناس ایرانی محسوب می شود. به همین دلیل دستگاه امنیتی کشور ایران که تصمیم داشت با وبلاگ نویسی مقابله کند با سیگارچی برخورد کرد. فعالیت وبلاگ نویسی و تلاش او در ترویج آزادی بیان و شیوع روزنامه نکاری حرفه ای توسط سیگارچی باعث شد ابتدا حکومت ایران به خانه او بریزند و مطالب ، کامپیوتر و وسایل شخصی او را ضبط کنند. سپس در دسامبر 2005 او را به زندان انداختند و در 4 فوريه 2005 سیگارچی را به 14 سال زندان محکوم کردند.

 پس از اعتراض بسیاری از روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان ایرانی و جهانی و همچنین آزادیخواهان دنیا همچون خانم شیرین عبادی (بانوی صلح 2003 ) ، او را در 20 مارس 2005 از زندان آزاد کردند اما در دسامبر 2005 دادگاه تجدید نظر با کاهش محکومیت او به 3 سال ، او را به زندان فرستاد. هنوز مدت کوتاهی از زندانی شدن او نگذشته بود که برادرش اشکان سیگارچی ، یکی از موزیسین های سرشناس ایرانی که پیگیر کار  آرش بود در سانحه ی رانندگی جان باخت. این شوک و فشار زندان موجب شد تا پس از سپری کردن یک سال در زندان ، آرش سیگارچی به بیماری سرطان بدخیم زبان دچار شود. با فشار افکار عمومی سیگارچی برای مداوا به مرخصی آمد.

 وی در شش ماه سخت ابتدا شیمی درمانی کرد و بعد تحت یک عمل جراحی هشت ساعته قرار گرفت. او این روزها بعد از پرتو درمانی ، احساس سلامتی می کند و منتظر است تا چند ماه دیگر محکومیت اش به پایان برسد. او برای آینده برنامه های زیادی دارد.

 سیگارچی شاعر و نویسنده نیز است. او یک کتاب شعر با عنوان «لافهای مستی» دارد. دو مجموعه داستان نیز دارد که تا کنون اجازه چاپ و انتشار در ایران را نیافته است. در حال حاضر نیز سیگارچی در صدد است با پایان بردن کتاب روزنامه نگاری محلی ، به روزنامه نگاران ایرانی تجربیات خود را انتقال دهد.

 آرش سیگارچی در سالهای 1381 و 1382 (2004 و 2005 میلادی) از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران در جشنواره های مطبوعات کشور در رشته های مصاحبه و مقاله سیاسی حایز رتبه برتر و تقدیر شد.

 در سالهای پس از زندان ، سازمان دیده بان حقوق بشر که مقر آن در نیویورک قرار دارد ، آرش سیگارچی را به همراه چند روزنامه نگار دیگر به عنوان منتخب در سال 2006 معرفی کرد متن خبر را اینجا بخوانید   

 در خلال بيماري يعني در ديماه 85 او توانست مسوولان زندان را متقاعد كند كه به او مرخصي براي درمان بدهند. اما اين مرخصي بنابرنظر مسوولان زندان جزو ايام زندان سيگارچي محسوب نمي شود.

با شدت يافتن بيماري سيگارچي در ديماه 85 ،‌رجبعلي مزروعي ، رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در نامه اي به آيت ا... شاهرودي ، از وي درخواست كرد كه مشكل پرونده سيگارچي را حل كند. آيت ا... شاهرودي پرونده را به كميسيون عفو و بخشودگي فرستاد. اين كميسيون پس از قريب يك سال ، نهايتا عفو وي را منوط به نظر موافق وزارت اطلاعات گذاشت.

سيگارچي كه با مرخصي از زندان بيرون بود در آبان ماه گذشته بار ديگر به پزشكي قانوني مراجعه كرد كه اين سازمان به وي شش ماه ديگر مرخصي داد و با اين احتساب ، سيگارچي تا ارديبهشت 87 از زندان مرخصي دارد و پس از آن بايد به زندان بازگردد. چون ايام مرخصي پزشكي سيگارچي جزو ايام تحمل كيفر او محسوب نمي شود ، در صورتي كه سيگارچي به زندان بازگردد بايد 21 ماه ديگر را در زندان به سر ببرد.